قیمت سکه و ارز
۱۴۰۵/۰۶/۰۳ - ۱۶:۱۳

آرایش جدید رسانه‌های معارض

پایش برنامه‌های شبکه‌های معارض فارسی‌زبان شامل صدای آمریکا، بی‌بی‌سی‌فارسی و اینترنشنال نشان می‌دهد مخاطب صرفاً با مجموعه‌ای از خبرهای پراکنده و اتفاقی روبه‌رو نیست بلکه القای دایمی تهدیدات نظامی، تشدید تحریم‌های اقتصادی، تنش‌ها در تنگه هرمز، جهش نرخ ارز و افزایش ادعایی قیمت بنزین در کنار هم قرار گرفته‌اند تا تصویری محصور و فرسوده از کشور در ذهن و ادراک مخاطب ترسیم شود.

آرایش جدید رسانه‌های معارض

به گزارش سراج24؛ محمد بختیاری، پژوهشگر علوم شناختی: پایش برنامه‌های شبکه‌های معارض فارسی‌زبان شامل صدای آمریکا، بی‌بی‌سی‌فارسی و اینترنشنال نشان می‌دهد مخاطب صرفاً با مجموعه‌ای از خبرهای پراکنده و اتفاقی روبه‌رو نیست بلکه القای دایمی تهدیدات نظامی، تشدید تحریم‌های اقتصادی، تنش‌ها در تنگه هرمز، جهش نرخ ارز و افزایش ادعایی قیمت بنزین در کنار هم قرار گرفته‌اند تا تصویری محصور و فرسوده از کشور در ذهن و ادراک مخاطب ترسیم شود. بخش مهم این کارزار رسانه‌ای‌شناختی در انتخاب، چینش، تکرار و اتصال خبرهای مختلف به یکدیگر اتفاق می‌افتد. مخاطب ممکن است جزئیات ده‌ها خبر را فراموش کند، اما قرار است در پایان با این برداشت باقی بماند که فشارها هر روز بیشتر می‌شود، هزینه‌ها بالا می‌رود و آینده نگران‌کننده‌تر از گذشته است.

سایه جنگ؛ جامعه باید در انتظار بحران بماند

نخستین خط این آرایش، زنده نگه داشتن سایه جنگ است. اظهارات مقامات آمریکایی درباره احتمال استفاده از نیروی نظامی، تهدید فرماندهان ایرانی، سخن گفتن از رویارویی دوباره و برجسته‌سازی تحرکات مرتبط با تنگه هرمز، پشت سر هم در ویترین این رسانه‌ها قرار می‌گیرد. گویی قرار است جامعه در وضعیت انتظار نگه داشته شود؛ انتظار حمله جدید، تحریم‌های تازه، جهش پلکانی ارز و بحرانی که معلوم نیست از کدام نقطه سر باز کند. این انتظار دائمی بخشی از کارکرد عملیات‌های نوین شناختی است. وقتی مخاطب احساس کند حادثه بزرگ بعدی ممکن است هر لحظه رخ دهد، پیش از وقوع هر اتفاقی رفتار و محاسبه او تغییر می‌کند. به این ترتیب سایه جنگ حفظ می‌شود و «احتمال وقوع جنگ» به ابزاری برای استمرار فشار روانی تبدیل می‌شود.

کشاندن فشار خارجی به زندگی مردم

میدان اصلی این آرایش صرفاً موشک‌ و پهپاد و جنگنده‌های رادارگریز نیست؛ بلکه اقتصاد و زندگی روزمره مردم است. در رفتن فنر نرخ ارز، صف‌های ادعایی بنزین، مشکلات آب و برق، فشار بر صادرات نفت، افزایش هزینه کشتیرانی و تحریم شبکه‌های مالی در کنار اخبار نظامی قرار می‌گیرند تا میان فشار خارجی و زندگی روزانه مردم رابطه مستقیم ساخته شود. در این چینش، هر تحول در میدان خارجی باید ترجمه‌ای فوری در جیب و سفره مردم پیدا کند. تنگه هرمز نیز در همین مسیر بازتعریف می‌شود. مؤلفه‌ای که بخشی از ظرفیت بازدارندگی محسوب می‌شود، در روایت رسانه‌های معارض به نقطه‌ای برای افزایش هزینه‌های ایران تبدیل می‌شود. کاهش تردد نفتکش‌ها، افزایش هزینه بیمه و حمل‌ونقل، واکنش آمریکا و کشورهای منطقه و فشار بر صادرات برجسته می‌شود تا این برداشت شکل بگیرد که هر تشدید تنش در نهایت بیش از همه بر اقتصاد ایران فشار وارد خواهد کرد. اهمیت اصلی نیز در همین اتصال است. رسانه از همین انباشت بحران استفاده می‌کند تا به جای اثبات بحران در هر حوزه، احساس بحران فراگیر بسازد.

تقسیم کار برای ساخت ادراک انزوای ایران

در این میان، تفاوت نقش سه رسانه نیز قابل توجه است. «صدای آمریکا» بیشتر زبان رسمی فشار واشنگتن را وارد فضای فارسی می‌کند؛ تحریم، وزارت خزانه‌داری، مواضع مقام‌های آمریکایی، تهدیدهای امنیتی و محدودیت‌های اقتصادی در خروجی آن وزن بیشتری دارد. «بی‌بی‌سی فارسی» بیشتر نقش تبیین‌کننده و پلیس خوب را بازی می‌کند و می‌کوشد پیامدهای اقتصادی و سیاسی تحولات را برای مخاطب صورت‌بندی کند. «اینترنشنال» نیز بحران را به کف جامعه می‌برد و با تمرکز بر افزایش نرخ ارز، ادعای گرانی بنزین، قطعی برق، اعتراضات و مسائل اجتماعی، بار هیجانی روایت را افزایش می‌دهد. در این همگرایی یک رسانه فشار را از زبان مقام‌های غربی بازتاب می‌دهد، دیگری پیامدهای آن را توضیح می‌دهد و رسانه سوم آن را با تصویر زندگی روزمره مردم عینیت می‌بخشد.

منبع: فارس
اشتراک گذاری
نظرات کاربران
capcha
هفته نامه الکترونیکی
هفته‌نامه الکترونیکی سراج۲۴ - شماره ۳۲۴